محمد حسن خان اعتماد السلطنه
592
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
گرفت و تا 1301 حاكم گيلان بود . در 1309 « خزانهء نظام » به او سپرده شد و اعتماد الملك لقب يافت . در 1310 به ناخوشى و با درگذشت . حسام السلطنه ، ابو النصر ميرزا ( ص 56 - ص 32 چاپ اول ) پسر دوم سلطانمراد ميرزاى حسام السلطنه و داماد امامقلى ميرزاى عماد الدوله به دخترش گوهر شاد خانم كه دخترى زيبا و خوشنويس و نقاش بود و در روز سهشنبه 23 ذىقعده 1299 با او عروسى كرد . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 219 ) پس از درگذشت پدرش لقب او به ابو النصر ميرزا كه نوزده سال داشت داده شد ( همان ، ص 242 ) و در سال 1304 براى تهنيت جشن پنجاهمين سال سلطنت ملكه ويكتوريا به لندن فرستاده شد ( همان ، ص 545 ) و روز شنبه 6 شعبان آن سال به لندن حركت و روز چهارشنبه 25 ذى الحجهء همان سال بازگشت . ( همان ، ص 586 ) در 11 جمادى الاخرى 1305 حاكم گيلان شد و در محرم 1306 از طرف شاه مأموريت يافت كه براى عرض تهنيت ورود امپراطور روس به تفليس برود و در صفر 1306 بازگشت و در رشت تلگرافى به عرض رسانيد كه امپراطور بعضى پيغامهاى محرمانه داده كه بايد شفاها به عرض برسانم و ازاينرو احضار شد . ( همان ، ص 685 ) در رجب 1308 از حكومت گيلان معزول شد و برادرش مؤيد الدوله بهجاى او رفت . ( همان ، ص 842 ) در رجب 1309 حاكم قزوين شد . ( همان ، ص 908 ) در 26 ربيع الثانى 1310 از آنجا برگشت ( همان ، ص 961 ) و به حكومت خوزستان رفت . در ربيع الاول 1312 حاكم خوزستان بود كه مردم بر او شوريده بودند . ( همان ، ص 1112 ) در رمضان 1313 از طرف امين الملك برادر امين السلطان گمرك فارس و بنادر به او سپرده شد ( همان ، ص 1205 ) و باوجود اين مأموريتها به دست سگى درگذشت زيرا زنش ناسازگارى و اسرافكاريها داشت . در خاطرات ممتحن الدوله شقاقى اشارهاى به زندگى او هست . مهديقلى ميرزا ( ص 56 - ص 32 چاپ اول ) پسر بيستم عباس ميرزاى نايب السلطنه ، در 1262 حكمران بروجرد شد .